عطا ملك جوينى
795
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
واجب بود » ( جهانگشاى 2 : 794 ) . - « غلامى از ميان ايشان چنانك بر عجر و بجر مكايد ايشان واقف بود اسلام آورد و ايشان را ايقاق شد و آن گناه را بر ايشان درست گردانيد » ( ايضا ، 3 : 675 ) . - « يلواج ايشان را تعليم كرد كه بر من بانگ زنيد و فرياد داريد كه ما ايغاق يلواجيم ما را به چه گناه گرفتهايد و بند كرده » ( جامع التّواريخ طبع بلوشه 234 ) . - « و غلامان مسلمانان را مىفريفتند كه چون ايقاقى خواجه كنيد شما را آزاد گردانيم » ( ايضا 521 - 522 ) . « ميان مغول طريقى محمود و عادتى مستحسن است كه هرگز ايقاق و سخن چين را اعتبار نكنند و به نظر اعتماد و اعتقاد بر ايشان ننگرند و اگر احيانا سبب جرّ منفعتى يا گوشمال معاندى ايقاقى را تربيت و تقويت كنند چون آن مصلحت كفايت شد او را مانند كلوخ مستجمر بعد از استعمال خبثى مستقذر دانند » ( وصّاف 42 ) . - حافظ گويد : زبان كشيده چو تيغى به سرزنش سوزن * دهان گشاده شقايق چو مردم ايقاغ ( 7 - ) - ص 677 س 8 : اين بيت را با چند بيت ديگر ابن عبد ربّه در عقد الفريد 1 : 366 به ابراهيم بن شكلة يعنى ابراهيم بن المهدى معروف عمّ مأمون نسبت مىدهد و هي هذه : من لم يؤدّبه والداه * ادّبه اللّيل و النّهار كم قد اذلّا كريم قوم * ليس له منهما انتصار من ذا يد الدّهر لم تنله * او اطمأنّت به الدّيار كلّ عن الحادثات مغض * و عنده للزّمان ثار ( 8 - ) - ص ايضا س 9 : جغانوين : در حواشى ذيل صفحات گفتيم كه اين جغانوين همان جغاننوين مذكور در ج 1 ص 302 است كه كيوك خان ابن اوكتاىقاآن او را به منزى يعنى اقصاى ختاى نامزد نموده بود . و در عهد اوكتاىقاآن نيز وى حاكم ولايات ختاى بوده است . رشيد الدّين گويد : « و از قوم تنكقوت امراى بسيار بودهاند از آن جمله جغاننويان كه چون پانزدهساله بود چنگيز خان او را آورده و به راه فرزندى پرورده چنان كه او را پسر پنجم خوانده و هزارهء بزرگ چنگيز خان او دانسته و در روزگار اوكتاىقاآن اين جغاننويان را بر سر تمامت لشكرها كه به سرحدّ ختاى مىبودند نصب فرمود و حكومت ختاى با آن منضمّ گردانيد تا به حدّى كه شاهزادگان و امرا كه در آن حدود نشسته بودند تمامت در حكم او بودند » ( جامع التّواريخ طبع برزين ج 1 ص 156 ، و ج 3 ص 195 - 196 ) . ( 9 - ) - ص 683 س 3 : اركؤن : مراد از اركؤن ( اركون ، اركاون ، اركان ) در اصطلاح مورّخين